محمد تقي جعفري

198

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

مىكند ، مگر آنكه قدرتى ما فوق ايشان جلوشان را بگيرد و مطامع آنها را مهار كند . « تا اينجا اگر از جملهء اول كه طبيعت بشرى را شرور و خودخواه معرفى مىكند ، [ با نظر به انتقادهاى گذشته ] ، صرف نظر كنيم ، موضوع گرايش مردم به منفعتجوئى كه با نظر به محدوديت مواد مفيد طبيعت و لزوم صرف انرژى براى به وجود آوردن آنها كه به رقابت و كشمكش منجر مىشود ، كاملا صحيح و بازگو كنندهء يك جريان عادى است و براى جلوگيرى از اين جريان و ايجاد نظم و عدالت در جامعه ، احتياج به دولت و اداره كنندهء اجتماع بوسيلهء انواع نيروها ضرورى است ، ولى مطلب مهم اينست كه دولت چيست و چگونه بايد نظم و عدالت را در جامعه برقرار بسازد و مردم جامعه چه مقدار قابليت انعطاف به خوبىها و پيروى از وجدان ببركت تعليم و تربيت دارند و آيا هدف ، برقرارى نظم و عدالت در جامعه ايست كه از انسانها تشكيل يافته است ، يا هدف سلطه گرى و استبداد زمامدار است پاسخى كه در آثار ماكياولى به اين سؤال مهم داده شده است ، دو پهلو مىباشد ، يعنى گاهى هدف را برقرارى نظم در جامعه مىگيرد و گاهى سلطه گرى و استبداد زمامدار را . اكنون براى شناخت چاره جوئى ماكياولى براى مرتفع ساختن هرج و مرج و رقابتها و كشمكشها عبارات بعدى را مطرح مىكنيم : « زمامدار نه تنها معمار كشور و دولت است ، بلكه معمار اخلاق و مذهب و اقتصاد و همه چيز است . » اين عبارت را در خاطر داشته باشيد تا مسئلهء پنجم و ششم را هم در نظر بگيريم : مسئلهء پنجم - اخلاق و مذهب و ساير تصورات اجتماعى ، همه آلت دست زمامدار است براى نيل به قدرت ، و آن را نبايد در سياست و ادارهء حكومت دخالت دهد و رعايت نمايد . مسئلهء ششم - حقوق و قانون ناشى از ارادهء زمامدار است ، زمامدار خود بمنزلهء قانون است و قانون موضوعهء وى واجب الاطاعه ، ولى خودش